محمد يار بن عرب قطغان
83
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
( بيت : ) سلطان جهان نورد « 1 » ايام * زد خيمه خود به خيمهگاه « 2 » بهرام افراخت علم ز لاله در دشت * عالم ز سپاه سبزه پر گشت تا « 3 » به تاريخ اواسط شهر ذى الحجه سنهء اثنى عشر و تسعمائة خاقان گيتىستان با لشكر فراوان و برادران سعادتنشان به تسخير ولايت خراسان نهضت فرمود . و چون هلال محرم الحرام سنهء ثلاث عشر و تسعمائة « 4 » از مشرق دولت و احتشام طالع شده ، بر درياى اخضر سپهر « 5 » عبور نمود و خاقان گيتىستان از معبر كركى گذشته ، لواى كشورگشايى برافراخت و آواز نفير و نقاره و سورن دلاوران پرآوازه گوش كرّوبيان را كر ساخته ، خبر گذشتن محمد خان شيبانى از معبر كركى و توجه آن حضرت به طرف خراسان به سمع بديع الزمان ميرزا و مظفر حسين ميرزا گوركان در منزل [ مرل ] كه مرغزارى است از ياز ييلاق بادغيس رسيد ، بديع الزمان ميرزا ، امير ذو النون ارغون و امير شيخ على طغاى را به اردوى خويش طلبيده ، با جمع امراى عظام بساط مشورت ( 51 ب ) متوسط گردانيدند و پنداشتند كه تير تقدير را به سپر تدبير مندفع مىتوان ساخت و سيلاب [ مشيّت ] مسبب الاسباب را به مشت خس و خاشاك باز مىتوان داشت . هيهات هيهات : دافع تير قضا نبود « 6 » است . چون ارادهء مالك الملك على الاطلاق ، مقتضى آن بوده كه ولايت خراسان در تحت تصرف محمد خان شيبانى درآيد و مدت دولت اولاد سلطان حسين ميرزا به سرآيد ، بر اجتماع جنود بلا انتها و تدبير امراى صايب رأى ، هيچ فايدهاى « 7 » مترتب نگشت . و چون موكب همايون از آب جيحون عبور نموده به حدود اندخود شتافت ، امير شاه منصور كه در آن اوان از قبل بديع الزمان ميرزا حاكم آن ولايت بود ، چون از وفور شوكت و قوّت دولت خانى واقف شد ، اقبال مثال به بارگاه سلطنت خاقان خجستهمآل خراميد و غاشيهء بندگى بر دوش گرفته ، منظور نظر التفات گشت . آنگاه خاقان عاليجاه بر جناح استعجال از اندخود به كنار آب مرغاب ايلغار نموده و بعد از وصول به مروچاق كتوال قلعهء آن ، قصد
--> ( 1 ) . س : نور زده با . ( 2 ) . س : جنگاه ( 3 ) . ت : « تا » ندارد . ( 4 ) . س : ثلاث عشر و مائة ( 5 ) . س : به شهر . ( 6 ) . ت : نبود سپر ؛ حبيب السير ، ج 4 ، ص 374 : « نبود سپر » . ( 7 ) . س : فايده